اكنون 2009-11-27, 23:41 ميباشد
مرور موضوع
با توجه به توضيحات شما بخشهايي از اين گفتگو به نظرم جالب اومد اصول متعدد ديگه اي هم همونطور كه مي دونيد بايد در فرايند گنجوند مثلا سلسله مراتب، تضمينها، مصاديق و تشابهات، حداقلهاي آرماني و... و در نهايت خودتون مي دونيد كه اگر واقعا كار بخواد موثر واقع بشه بايد تئوريزه بشه وگرنه شروعي بدون پايان حتمي خواهد داشت اينكه چه فرد يا افرادي اينكارو بكنن مهم هست ولي مهمتر اينه كه چقدر اهتمام در بنيانگذار وجود داره و در مرحله بعد هم ديدگاه هاي افراد آغازگر در مورد بستر فعلي يك طرح بسيار تعيين كننده است و بسيار جزئياتي كه بايد لحاظ بشن ولي من و خيلي هاي ديگه شايد نتونيم همه شونو ليست كنيم.
همه اين هايي كه نوشتم نظريات من هست در مورد اينكه در عين حال كه بايد جدي برخورد بشه همزمان بايد دنياي پيرامون هم شناخته بشه و با همين دليل من از يك نتيجه مطمئن هستم كه ما براي اينكه يك چنين اقدامي رو عملا به اتمام برسونيم واقعا چيزي كم نداريم بجز اراده و شجاعت در مسير فعال كردن پتانسيلهاي هر چند كوچك ولي موثر. و براي همين ادعا هم دلايل زيادي دارم ولي مهم اينه كه افراد هدفمند و دلسوزي هر چند در حد دو سه نفر هم كه شده متحد باشن.
در مورد واژه دگرباش هم من زياد فكر كردم و دلايل ديگران را هم تا حدودي در ذهنم مرور كردم اگر به عنوان يه نظر شخصي هم بخوام بگم نتيجه اين بوده كه تا الان با اين واژه موافقم و اون را با شرايطي مناسب تعريف فعلي كوئير مي دونم مطمئنا جاي بحث بيشتري هم داره كه مي تونيم تو همين تاپيك يا تاپيكي اختصاصي بحث كنيم.
همه اين هايي كه نوشتم نظريات من هست در مورد اينكه در عين حال كه بايد جدي برخورد بشه همزمان بايد دنياي پيرامون هم شناخته بشه و با همين دليل من از يك نتيجه مطمئن هستم كه ما براي اينكه يك چنين اقدامي رو عملا به اتمام برسونيم واقعا چيزي كم نداريم بجز اراده و شجاعت در مسير فعال كردن پتانسيلهاي هر چند كوچك ولي موثر. و براي همين ادعا هم دلايل زيادي دارم ولي مهم اينه كه افراد هدفمند و دلسوزي هر چند در حد دو سه نفر هم كه شده متحد باشن.
در مورد واژه دگرباش هم من زياد فكر كردم و دلايل ديگران را هم تا حدودي در ذهنم مرور كردم اگر به عنوان يه نظر شخصي هم بخوام بگم نتيجه اين بوده كه تا الان با اين واژه موافقم و اون را با شرايطي مناسب تعريف فعلي كوئير مي دونم مطمئنا جاي بحث بيشتري هم داره كه مي تونيم تو همين تاپيك يا تاپيكي اختصاصي بحث كنيم.
عدد پنجاه (البته این رقم دقیق و فیکس نیست میشه گفت 40 تا 60) برای این گفتم که پنجاه نفر میتونند یک جمعیت را تشکیل بدند که باهم در رابطه تنگاتنگ نیستند، برای مثال یک گروه 20 نفره میتونند باهم در تبادل نظر و داد و ستد سیاسی فرهنگی باشند و بتونند با ایجاد روابط شخصی ویک به یک و یک به چند با تمام اعضای گروه رابطه مستقیم ایجاد کنند، در صورتی که در یک گروه حدودا 50 نفره با توجه به شرایطی که در ایران وجود داره چنین کاری ممکن نیست (اگر در آمریکا بود میگفتم گروه 1000 نفره چون در اونجا امکان کنفرانس و اجتماعات بزرگ و گرد هم آیی های منظم وجود داره).
برای اینکه یک تاریخ را در سطح کشور و بین همه افراد جامعه همجنس گرایان (و غیره) ترویج کنیم باید دقت داشته باشیم که امکان ارتباط مستقیم و یک به یک و توضیحات مفصل در مورد چند و چون کار و تبلیغات قوی و متمرکز به هیچ شکل وجود نداره. پس باید روشی پیش گرفته بشه که بدون این امکانات و با تکیه بر فعالیت های غیر متمرکز افراد با سلیقه ها و دیدگاه های مختلفی وجود داشته باشند که بتونند به صورت خود جوش چنین طرحی را گسترش بدند و تکسیر کنند، اگر گروهی کوچک سر این مسئله به توافق برسند نمیشه مطمئن بود و امید داشت که این طرح تکسیر و ترویج بشه، در صورتی که اگر افرادی بدون اینکه من و شما مستقیما روی انها نفوذ داشته باشیم و خارج از تاثیر چانه زنی ها و گفتمان های یک به یک و مستقیم ما قرار داشته باشند حاضر شوند با این طرح توافق و از آن همایت کنند میشود امید داشت که امکان تکسیر و گسترش این طرح وجود دارد.
در مورد واژه دگر باش باید بگم که هیچ توافقی در خارج از سازمان IRQO بر سر معادل بودن LGBT با دگرباش وجود ندارد. هیچ منبع رسمی چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران هم از این واژه استفاده نکرده و این واژه در رسانه های عمومی فقط به نقل چند شخص خاص به میان آمده (که خوشان مخترع این وازه بودند) و در نوشته های مستقل به این واژه هیچ اشاره ای نشده.
برای اینکه یک تاریخ را در سطح کشور و بین همه افراد جامعه همجنس گرایان (و غیره) ترویج کنیم باید دقت داشته باشیم که امکان ارتباط مستقیم و یک به یک و توضیحات مفصل در مورد چند و چون کار و تبلیغات قوی و متمرکز به هیچ شکل وجود نداره. پس باید روشی پیش گرفته بشه که بدون این امکانات و با تکیه بر فعالیت های غیر متمرکز افراد با سلیقه ها و دیدگاه های مختلفی وجود داشته باشند که بتونند به صورت خود جوش چنین طرحی را گسترش بدند و تکسیر کنند، اگر گروهی کوچک سر این مسئله به توافق برسند نمیشه مطمئن بود و امید داشت که این طرح تکسیر و ترویج بشه، در صورتی که اگر افرادی بدون اینکه من و شما مستقیما روی انها نفوذ داشته باشیم و خارج از تاثیر چانه زنی ها و گفتمان های یک به یک و مستقیم ما قرار داشته باشند حاضر شوند با این طرح توافق و از آن همایت کنند میشود امید داشت که امکان تکسیر و گسترش این طرح وجود دارد.
در مورد واژه دگر باش باید بگم که هیچ توافقی در خارج از سازمان IRQO بر سر معادل بودن LGBT با دگرباش وجود ندارد. هیچ منبع رسمی چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران هم از این واژه استفاده نکرده و این واژه در رسانه های عمومی فقط به نقل چند شخص خاص به میان آمده (که خوشان مخترع این وازه بودند) و در نوشته های مستقل به این واژه هیچ اشاره ای نشده.
يه نكته اي كه بهتره زودتر لحاظ بشه اينه كه كلمه 'همجنسگرايان' را بايد با 'دگرباشان' يا LGBT ها يا هر واژه عمومي ديگه جايگزين كنيم همين الان هم گي پرايد ديگه روزي فقط مختص گي ها نيست. نهايتا من عنوان "روز دگرباشان" يا "روز دگرباشان ايران(ي)" را مناسب مي دونم و اگر پيشنهاد ديگه اي هم باشه بهتره كه كوتاهي عبارت مراعات بشه و از كلماتي مثل همبستگي، حمايت و بزرگداشت و امثال اينها لزومي نداره استفاده بشه.
بله چنين رويدادي مي تونه تا اين اندازه ارزش داشته به اين شرط كه اين عدد فرمولي هم داشته باشه در شرايطي كه رسوندن عدد 50 به 55 كار ساده اي نيست بايد دليلي براي تعيين چنين حداقلي هم باشه ولي اين تنها راه نيست گاهي وقتا با حتي يك دهم اين هم ميشه كارهايي سازمان داد ولي نياز به مطالعه و زمان و خيلي فاكتورهاي ديگه هست كه مهمترين گام براش متحد شدن همين تعداد كم هست.
Amir_Pourshariati نوشته است:به نظر من روزی که حداقل 50 همجنس گرا در ایران سر یک موضوع که در این زمینه "تاریخ روز همجنس گرایان" است با هم به توافق برسند و حاضر باشند عملا از آن پشتیبانی کنند خودش یک رخداد بسیار بزرگ و یگانه هست و همون روز را میشه به مناسبت آن رخداد به عنوان روز همجنسگرایان ایران انتخاب کرد.
بله چنين رويدادي مي تونه تا اين اندازه ارزش داشته به اين شرط كه اين عدد فرمولي هم داشته باشه در شرايطي كه رسوندن عدد 50 به 55 كار ساده اي نيست بايد دليلي براي تعيين چنين حداقلي هم باشه ولي اين تنها راه نيست گاهي وقتا با حتي يك دهم اين هم ميشه كارهايي سازمان داد ولي نياز به مطالعه و زمان و خيلي فاكتورهاي ديگه هست كه مهمترين گام براش متحد شدن همين تعداد كم هست.
ولي باز هم فكر نمي كنم فارسي نوشتن از اون آزارها سخت تر باشه پس نميشه گفت دليل شما فقط همينه! بقيه دوستانتون هم اگر چيزي از اون اتفاقات نگن باز هم همون بلاها رو با خيال راحت تر سرشون ميارن كسي هم نمياد بگه چون كسي نفهميد در آزار و مجازاتتون تخفيف ميديم. شما كه خودت اونجا بودي خوب مي دوني كه يه سري مجازاتها را بدون حساب و قانون معيني در مرحله اعتراف گيري اعمال مي كنن تا جرم رو معين كنند در مرحله قضاوت ديگه قاضي فقط صحت اين اعترافات رو بررسي مي كنه ولي مجازات سليقه اي نيست چون در قانون مشخص هست ولي در ايران شدت شكنجه هاي مرحله اعترافگيري محدوديت خاصي نداره و مهمترين دليلش هم پنهان موندن اين مرحله هست.
درباره كلمه روز ملي هم يقه گل پسر32 رو هر كي تونست بگيره ايشون هم حتما كلمه ملي رو به كار بردن كه يه اتفاق مختص به ايران را تاكيد كنن نه اينكه مرتبط بشه به يه روز جهاني مثل روز گي پرايد. نظر من هم اينه كه ملي از عنوان اين روز برداشته بشه.
به هر حال من با اين روز مخالف بودم و نظر خودمو نوشتم چون ترجيح مي دم روزي انتخاب بشه براي شادي و تبريك گفتن به همديگه نه تسليت. ديگران هم آزادن نظر خودشونو بگن.
درباره كلمه روز ملي هم يقه گل پسر32 رو هر كي تونست بگيره ايشون هم حتما كلمه ملي رو به كار بردن كه يه اتفاق مختص به ايران را تاكيد كنن نه اينكه مرتبط بشه به يه روز جهاني مثل روز گي پرايد. نظر من هم اينه كه ملي از عنوان اين روز برداشته بشه.
به هر حال من با اين روز مخالف بودم و نظر خودمو نوشتم چون ترجيح مي دم روزي انتخاب بشه براي شادي و تبريك گفتن به همديگه نه تسليت. ديگران هم آزادن نظر خودشونو بگن.
به نظر من روزی که حداقل 50 همجنس گرا در ایران سر یک موضوع که در این زمینه "تاریخ روز همجنس گرایان" است با هم به توافق برسند و حاضر باشند عملا از آن پشتیبانی کنند خودش یک رخداد بسیار بزرگ و یگانه هست و همون روز را میشه به مناسبت آن رخداد به عنوان روز همجنسگرایان ایران انتخاب کرد.

پرسشهاي متداول