آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  Hamjensgera في 2008-05-17, 14:50

آیا هموفوبیا را جشن می گیریم ؟
آیا خود را در ضدیت با چیز دیگر تعریف می کنیم ؟
آیا روز همجنس گرایی را گرامی می داریم ؟
آیا تمرکزمان روی دشمنان است و از خود خودمان قافل مانده ایم ؟
آیا عبارت "جامعه همجنس گرایان ایران" بی معنی شده ؟
آیا در صورتی که فشار اجتماعی و حکومتی از روی همجنس گرایان برداشته شود سازمان ها و دم و دستگاه فرهنگی اجتماعی ما تعطیل خواهد شد ؟

Hamjensgera
مدیر

تعداد پستها : 181
Age : 35
محل سکونت : Tehran
Registration date : 2007-10-04

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  h.h في 2008-05-18, 01:06

چرا که نه!؟!
سوالاتت غرور آدم رو تحریک میکنه.
Exclamation چرا باید جامعه همجنس گراهای ایران فراموش شده باشه.یعنی همجنسگراها فراموش شدن؟! Question
تا وقتی امثال ما هستن فراموشی معنایی نداره.

h.h

تعداد پستها : 21
Age : 28
محل سکونت : تهران
Registration date : 2008-05-07

خواندن مشخصات فردي http://www.mahkumnakon2.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  pesar في 2008-05-18, 08:07

سئوالات خوبی هستن اما تفاوت سئوال اول و آخر از زمین تا آسمونه
جواب اینها کار من نیست اما شاید گفتن این نکته که هموفوبیا یکی از مشکلات اصلی ما است و حکومت هم بر اون دامن می زنه بد نباشه، درسته همه ی مشکل ما دیگران نیستن اما غالب مشکلات دگرباشان بر اثر فشاریه که رشون عوامل غیر خودی به وجود میارن.
مشکلات ما با خودی ها! مشکلاتی نیستن که باید فراموش کنیم ولی مشکلاتی اند که در جامعه ای آزادتر و آگاه تر می شه روشون بهتر کار کرد و بهتر هم در موردشون تفکر
avatar
pesar

تعداد پستها : 46
Registration date : 2007-10-05

خواندن مشخصات فردي http://5pesar.wordpress.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

RE: آیا در صورتی که فشار...

پست  tehranpatogh في 2008-05-18, 09:40

dar kheili az keshvarha feshari hadeaghal az nazare hokoomat vojood nadarad vali talash shayad kheili bishtar az keshvarhaye darband mesle iran mikonand baraye neshan dadane khod

گزارش هفدهــــم می روز جهانی مقابله با هومـ ــ ـوفوبيا از استکهلم می 17, 2008 • بدون دیدگاه (ویرایش)
تصميم گرفتم گزارشی از هفدهــــم می روز جهانی مقابله با هموفوبيا برای دگربـ ــاشان داخل ايران جمع آوری و ارايه بدهم
به همين جهت مواد مورد نياز برای تهيه يک گزارش: خودکار دفتر و دوربين را برداشتم علاوه برآن به يک ذهن خلاق برای ارايه گزارشی مفيد نياز بود ولی چون اين مورد آخر را همراه نداشتم مجبور به چشم پوشی شدم و به محل موعود راهی شدم:
از مترو به طرف محل مورد نظر واقع در محوطه بزرگ سنترال استکهلم روبروی خروجی مترو موسوم به Selgets Torg دقيقا سرموقع يعنی ساعت 16:00 وقت تعيين شده از سوی سازمان دگربـ ــاشان سوئد حاظر شدم.
هواهم که مثل هميشه با بادی سرد و هوای غمگين وگرفته نظاره گر بود.
تشخيص هم احساسان کار مشکلی نبود الالخصوص که بسياری را در مرکز دگربـ ــاشان استکهلم سازمان موسوم به Rfsl ديده بود که همکنون مشغول پخش اوراق و نشريه و تبليغات بودند.
سلام و احوال پرسی و جيغ و دادها و بغل کرنها به روش خودمانی و يکی از دوستانم dan هم که مثل هميشه مسعول تدارکات و شلنگتخته بود از خدا خواسته برگه ها را به من محول کرد و من که به هيچ وجه نميخواستم دست را از جيب بيرون بياورم اجبارا شروع به پخش اوراق کردم.
در اين بين چند هموطن هم ديدم اول دنبال آنها دويدم چون فکر ميکنم اونها بيشتر نيازمند برگه های اطلاعاتی همـ ــ ــجنـ ـ ــســـگـ ــــرايان بودند
بگذريم…

کم کم سخنرانی شروع شد که از شر اوراق خلاص شدم مباحث زيادی مورد بحث قرار گرفت که يکی از آنها در دفاع از حق پناهجويان دگربـ ــاش ايرانی بود و ديگری که تازه دستگيرم شد سالگرد تولد پنج سالگی سازمان دگربـ ــاش جنسی سوئد بود و به همين مناسبت ساعت هفت در دفتر سازمان طبقه دوم جشن بود.
تقريبا جمعيت زياد شده بود و پرچمهای رنگين کمان و پرچمهای صورتی و پلاکادر بالا بود لازم بذکر است پرچم من صورتی بود ولی خوب کفشم رنگ رنگين کمان بود هوا پر بود از حبابهای کف که هم احساسها با آن حال و هوايی درست کرده بودند
و دگرجنـ ـ ــســـگـ ــــرا هم از بالای محوطه و اطراف نظاره گر بودند
بعد از سخنرانيها چند موزيک شاد که رقص قشنگ پاتنرها ديدنی بود
موزيک عوض شد يک موزيک غمگين شروع شد ديدم که بــــله! که همه پارتنرهای اطرافم از همجنسگراهای دختر و پسر بند را به باد داده در گرم بوسيدنها گم شده بودند
خوب مثل هميشه اون نبود نزديک بود گريم بگيره از تنهايی خودم و هم احساسهای در بند خودم در وطنم.
سيگاری روشن کردم ديدم Dan هم که با شنل قرمز رنگی که فکر ميکنم از مادر بزرگش قرض گرفته بود اون تنها بود و به پلاکادرها ور ميرفت فکر ميکنم اون هم توی حال و هوای من بود متوجه هم شديم برای خالی نبودن عريضه مشغول جمع آوری پلاکادرها شديم.
همه چيز را تا بادکنکهای صورتی پايين آورديم و عشاق را رها کرديم و با يک همـ ــ ــجنـ ـ ــســـگـ ــــراي خانم ديگر با يک پرچم رنگين کمان بسيار بزرگ و تابلوی پنج سالگی سازمان تا دفتر سازمان که در نزديکی ما بود پياده رفتيم.
حالا بماند که dan چقدر شلنگتخته انداخت توی خيابان و خوب همه هم که ما سه نفر را نگاه ميکردند.
جلوی در سازمان يک دگرجنـ ـ ــســـگـ ــــرا پنج سالگی سازمان را تبريک گفت که خالی از لطف نبود
طبقه دوم سازمان بيشتر مربوط به جشن هست که البته دفتر ريس سازمان هم در همانجاست
نشستيم که ريس سازمان مرد پير مهربانيست که سلام کرديم و چند سوال هم داشتيم که مربوط به من بود و فعلا همه چيز امن بود.
دو خبرنگار سازمان را هم ديدم و علاقمند اطلاع رسانی از شرايط همـ ــ ــجنـ ـ ــســـگـ ــــراي و همـ ــ ــجنـ ـ ــســـگـ ــــرايان در ايران بودند که شايد بزودی سبب مصاحبه ای باشد که اگر موافقت شد حتما اطلاع ميدهم.
کيک پنج سالگی سازمان و مهمانی نچندان کوچکی بود ساعت 21:00 ختم شد دم درب جمع شديم سيگارها روشن شد بقيه هم آمدند با همان شيوه خدمانی خداحافظی کرديم تا آينده…
البته آينده همين دوشنبه هست چون عموما سه روز در هفته همه در کنار هم جمع ميشوند بازی ميکنند و خود وسيله آزادی خود ميگردند.
تنها سبب از نوشتن اين گزارش آشنايی هم احساسانم در ايران با حقوق خود است و اينکه ديگران برقم تمام همـ ــ ــجنـ ـ ــســـگـ ــــراستيزيها که حتی در اروپا هم وجود دارد چگونه در احقاق حقوق خود تلاش ميکنند.

www.tehranpatogh.wordpress.com
avatar
tehranpatogh

تعداد پستها : 23
Age : 26
محل سکونت : some where
Registration date : 2008-03-30

خواندن مشخصات فردي http://www.2tehranpatogh.wordpress.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  Hamjensgera في 2008-05-19, 08:17

pesar نوشته است:سئوالات خوبی هستن اما تفاوت سئوال اول و آخر از زمین تا آسمونه
جواب اینها کار من نیست اما شاید گفتن این نکته که هموفوبیا یکی از مشکلات اصلی ما است و حکومت هم بر اون دامن می زنه بد نباشه، درسته همه ی مشکل ما دیگران نیستن اما غالب مشکلات دگرباشان بر اثر فشاریه که رشون عوامل غیر خودی به وجود میارن.
مشکلات ما با خودی ها! مشکلاتی نیستن که باید فراموش کنیم ولی مشکلاتی اند که در جامعه ای آزادتر و آگاه تر می شه روشون بهتر کار کرد و بهتر هم در موردشون تفکر
حرف من اتفاقا دقیقا همین هست و ربط پرسش اول و آخر هم در همین موضوع است، بدون این مشکلات چه چیزی از ما باقی خواهد ماند ؟ اگر روزی این مشکلات نباشند چه چیزی برای عرضه کردن داریم ؟

Hamjensgera
مدیر

تعداد پستها : 181
Age : 35
محل سکونت : Tehran
Registration date : 2007-10-04

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  h.h في 2008-05-19, 11:04

امير گرامي!
ما با مشكلات ساخته نشديم كه طبق فرمايش شما با نبود مشكلات از ما چيزي نمونه.ما با خودمون مشكلي نداريم.بعضي از افراد اين موضوع رو مشكل ميدونن.شايد اين واسه شما هم يه مشكل باشه.
راستي وب من فيلتر شد.به خاطر گذاشتن يه مطلب راجع به دوتا گي عاشق و ...
مطالبم رو سانسور نكرده بودم.
اما چون با خودم مشكلي ندارم بازم وبم رو راه انداختم.به تعداد بارهايي كه فيلترم كنن وب ميزارم.
اين مشكل نيست.
يه شعار دارم كه هميشه دوسش داشتم
"من يه همجنسگرا هستم و اين يه موهبته" Cool

h.h

تعداد پستها : 21
Age : 28
محل سکونت : تهران
Registration date : 2008-05-07

خواندن مشخصات فردي http://www.mahkumnakon2.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  Hamjensgera في 2008-05-19, 12:17

من هم نظرم این نبوده که همجنس گرایی مشکل هست.
اتفاقا دقیقا بر عکس ، من حرفم این بود که چرا تمام توجه فعالان همجنس گرا معطوف شده به مشکلات ( برای مثال مشکلات همجنس گرایان با خانواده با جامعه با حکومت با خودشون و ... ) ، حرف من این هست که اگر یک روز تمام این مشکلات حل بشه ما که در کار فعالیت های اجتماعی فرهنگی سیاسی هستیم آیا باز هم حرفی برای گفتن خواهیم داشت ؟ آیا تمام فعالیت های جامعه همجنس گرایان!!! باید در رویارویی با مشکلات خلاصه بشه ؟ پس کی باید از زندگی بهتر حرف زد ؟ کی باید به جلو رفت ؟ کی باید بهتر شد ؟ کی باید از این حرف بزنیم که چه ظرفیت هایی در جامعه همجنس گرایان وجود داره ؟ کی باید بررسی کنیم که چطور از نکات مثبت و موقیت ها برای بهتر شدن زندگی استفاده کنیم ؟
با این جوی که در دوران معاصر بر فعالیت های همجنس گرایان حاکم شده به نظر میاد که اگر روزی برسه که به طور نسبی همجنس گرایان از شر این مشکلات خلاص بشند قلم بسیاری از ما خشک میشه و دم و دستگاه فعالیت های اجتماعی همجنس گرایان تقریبا جمع خواهد شد ، این به آن معنی است که ما داریم خودمون رو در مقابله و رویارویی با مشکلات تعریف میکنیم !

Hamjensgera
مدیر

تعداد پستها : 181
Age : 35
محل سکونت : Tehran
Registration date : 2007-10-04

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  h.h في 2008-05-20, 01:03

گرامی!
یه مبحثی تو روانشناسی اجتماعی هست که به همین موضوع میپردازه.
تو این مبحث بیان میشه که هر تشکل اجتماعی باید یه هدف کلی داشته باشه که همه اعضا به سمت اون حرکت کنن.ولی در راه رسیدن به هدف غایی باید اهداف کوچکتری هم تعریف بشه و برای به دست اوردن اونها هم تلاش بشه.اما باید به محض رسیدن به یه هدف هدفی دیگر تعریف بشه که همین باعث تداوم حرکت تشکل میشه.
فیالمثال:
ما یه تشکل هستیم.هدف غاییمون رسیدن به بهبود هر چه بیشتر زندگی خودمون و امثال خودمونه.و این حل مشکلاتی که شما فرمودین یکی از همون اهداف کوچیکتریه که برای خودمون تعریف میکنیم تا به هدف غایی برسیم.
اما
ایا فکر نکینی که هدف ما خیلی بزرگتر از اینها باشه که روزی به اتمام برسه؟آیا هر روز یه روش بهتر برای زندگی نیست؟آیا ما هر روز به روشی بهتر بر نمیخوریم؟
حالا وقتی یه لزبین رو میبینکه با کف دستش یه خالکوبی مثلث مشکی داره یا یه گی کفشای رنگینکمان پوشیده یا دوتا لز رو تو پارک میبینم که دل و قلوه رد و بدل میکنم احساس خوشایند آزادی میکنم.
ما بزرگتر و ریشه دار تر از این حرفهاییم.

h.h

تعداد پستها : 21
Age : 28
محل سکونت : تهران
Registration date : 2008-05-07

خواندن مشخصات فردي http://www.mahkumnakon2.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  pesar في 2008-05-20, 05:32

زاویه ی دید جالبی بود، باید روش فکر کنم و اصلا باید روش فکر کرد، سعی می کنم نظرم رو در اولین فرصت بنویسم
avatar
pesar

تعداد پستها : 46
Registration date : 2007-10-05

خواندن مشخصات فردي http://5pesar.wordpress.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  behrad_hunky في 2008-05-20, 08:01

Amir_Pourshariati نوشته است:من هم نظرم این نبوده که همجنس گرایی مشکل هست.
اتفاقا دقیقا بر عکس ، من حرفم این بود که چرا تمام توجه فعالان همجنس گرا معطوف شده به مشکلات ( برای مثال مشکلات همجنس گرایان با خانواده با جامعه با حکومت با خودشون و ... ) ، حرف من این هست که اگر یک روز تمام این مشکلات حل بشه ما که در کار فعالیت های اجتماعی فرهنگی سیاسی هستیم آیا باز هم حرفی برای گفتن خواهیم داشت ؟ آیا تمام فعالیت های جامعه همجنس گرایان!!! باید در رویارویی با مشکلات خلاصه بشه ؟ پس کی باید از زندگی بهتر حرف زد ؟ کی باید به جلو رفت ؟ کی باید بهتر شد ؟ کی باید از این حرف بزنیم که چه ظرفیت هایی در جامعه همجنس گرایان وجود داره ؟ کی باید بررسی کنیم که چطور از نکات مثبت و موقیت ها برای بهتر شدن زندگی استفاده کنیم ؟
با این جوی که در دوران معاصر بر فعالیت های همجنس گرایان حاکم شده به نظر میاد که اگر روزی برسه که به طور نسبی همجنس گرایان از شر این مشکلات خلاص بشند قلم بسیاری از ما خشک میشه و دم و دستگاه فعالیت های اجتماعی همجنس گرایان تقریبا جمع خواهد شد ، این به آن معنی است که ما داریم خودمون رو در مقابله و رویارویی با مشکلات تعریف میکنیم !
من فکر می کنم اگر مشکل فعلی جامعه ی همجنسگرایان که طرد و تبعیض هست از میان برود و همجنسگرایان به عنوان عضوی از جامعه پذیرفته شده و هر گونه تبعیض و نگاه منفی در مورد آنان در تمام جامعه از بین برود دیگرلزوم وجود سازمانی که برای رفع این تبعیض ها تلاش کند از بین خواهد رفت ولی واضح است که این اتفاق نخواهد افتاد.برای مثال در کشوری مانند سوئد که بیشترین قوانین حمایتی در مورد زنان وجود دارد با این حال سازمان حمایت از حقوق زنان تعطیل نشده است زیرا اولا ممکن است که عده ای هرچند کم تعداد درآن کشوردر مورد زنان دیدگاه تبعیض آمیز داشته باشند.ثانیا اگر آن ها در کشور خود مشکلی نداشتند به دفاع از حقوق زنان در دیگر کشورها می پردازند
آگر به فرض محال هرگونه تبعیضی در تمامی نقاط زمین نسبت به همجنسگرایان از بین رفت آن ها هم با یکی شدن با جامعه مسائل و مشکلاتشان جدا از جامعه نخواهد بود که مثلا بخواهیم پیشرفت همجنسگرایان در جامعه را جداگانه مورد بررسی قرار دهیم شاید بعضی مسائل مانند مسائل جنسی و عاطفی در همجنسگرایان متفاوت باشد و نیاز به بررسی جداگانه داشته باشد ولی واقعیت این است که اکثر مسائل همجنسگرایان از دیگر قشرهای جامعه جدا نیست و در همان محدوده ی جامعه تعریف می شود
avatar
behrad_hunky

تعداد پستها : 29
Age : 30
محل سکونت : تهران
Registration date : 2008-03-06

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  Hamjensgera في 2008-05-20, 10:02

به نظر من این روند ممکن هست روزی بازدارنده باشه ، این در مورد تمام جنبش
هایی که خود را در مقابله با چیز دیگری تعریف میکنند صدق میکنه . برای
مثال به گروه های فلسطینی نگاه کنید ، برخی از این گروه ها و انسان ها
تعریفی از خودشون ندارند مگر اینکه باید با چیزی مقابله کنند نتیجه این
میشه که اگر روزی قرار باشه مسائل حل بشه این گروه ها به صورت کاملا
ناخودآگاه و به صورت غریزی در مقابلش جبهه خواهد گرفت چون وجودشون بدون
اون رودررویی بی معنا خواهد شد.

این خطر وجود داره که اگر روزی راهی برای کنار گذاشته شدن برخی از مشکلاتی که ما همجنس گرایان
داریم
چه با خانواده چه با جامعه چه با حکومت پیدا بشه ممکن هست ما به صورت
ناخودآگاه ردش کنیم و در مقابلش با آسمون ریسمون دوختن و هزار توجیه و
منطق جبهه بگیریم.

Hamjensgera
مدیر

تعداد پستها : 181
Age : 35
محل سکونت : Tehran
Registration date : 2007-10-04

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  h.h في 2008-05-20, 12:34

فكر ميكنم كه كامل منظورم رو توضيح ندادم.
بزار خيلي ساده بگم.
هدف اصلي:زندگي راحت و عادي در اجتماعي راحت و عادي
اهداف كوچكتر:شناسايي مشكلات-انتخاب راه حل براي حل مشكلات-مبارزه با مشكلات-رفع مشكلات-سعي در عادي كردن زندگي همجنسگرايان-تداوم همجنسگرايي-حمايت از همجنسگرايان-حمايت و ايجاد امنيت اجتماعي و مالي و فرهنگي و حكومتي براي همجنسگرايان-حمايت از جنبشهاي همجنسگرايانه و تشخيص مخالفان-تشخيص علل مخالفت مخالفان-تلاش در متقاعد كردن مخالفان و توجيح شخصيتي-ايجاد تشكلي جداگانه براي مبارزه با خطرهاي احتمالي از طرف شخصيتهاي حقيقي يا حقوقي-شناختن روش هاي مناسب زندگي براي همجنسگرايان-معرفي روش زندگي به افراد متمايل-ايجاد زمينه جهت رقابت و پيشرفت-...
ميبينيد!من اهداف رو به ترتيب نگفتم و هر كدوم ممكنه تو ذهن كسي يه جاي خاص داشته باشه.اما ميبينيد چقدر هدف داريم كه بهشون برسيم؟مثال امير عزيز در مورد جنبش هاي فلسطيني اصلا با ما قابل قياس نيست.جنگ برهه اي از زمانه اما زندگي تداوم داره.ما براي جنگ تلاش نكينيم بلكه براي زندگي در تلاشيم.مثل اينه كه بگيم چون دگرجنسگراها مشكلي ندارن پس تمام تشكلهاشون پوچ و بي معناست!!!اما اينطور نيست.به چالش كشيدن زندگي ما انقدر هم ساده نيست كه شما به عنوان يه گي انقدر راحت داري هويت خودت رو سانسور ميكني.ما زنده ايم.زندگي ميكنيم.ميتونيم براي هر كاري هدفي داشته باشيم.بدون اينكه به اتمام برسيم.مسائل رو با هم اشتباه نگيريم.اين ما هستيم كه به خودمون ارزش ميديم.اين ما هستيم كه باعث ميشيم هويت داشته باشيم.وقتي يكي مياد تو وبم بهم ميگه وبت غير اخلاقيه اين من هستم كه بايد هدفم رو بهش توضيح بدم و توجيحش كنم.هر چند از تكرار مكررات خسته شدم.اين من هستم كه با آرامشم ميتونم حالت تهاجمي اون رو دفع كنم.
يادمون باشه كه هنوز تو ايران ما جزء اقليت هستيم و بايد تلاش كنيم اقليتي مورد تاييد باشيم.بايد ياد بگيريم كه بتونيم همجنسگرا رو از همجنسباز تميز بديم و تقاوتمون رو براي ديگران قابل درك كنيم.

h.h

تعداد پستها : 21
Age : 28
محل سکونت : تهران
Registration date : 2008-05-07

خواندن مشخصات فردي http://www.mahkumnakon2.blogfa.com

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: آيا هموفبيا را جشن مي گيريم ؟

پست  محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد